پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 28 فروردین ماه سال 1391 @ 02:34 AM

درد ما ! ...

درد ما خوش بودن است!
بسان مرغ همسایه...
جمعه 19 اسفند ماه سال 1390 @ 02:50 AM

مادر! میترسم

سلام مـادرم
شنیدم خواهرم عـاشق شده
شنیدم خواهرم شبها در رویایش هم آغوشِ عشقش شده
مادرم بگو بدانم مردش عاشق هست ، مَردش مَرد هست
مادرم این روزها گرگها نقاب مردی زده اند
گرگها مردانگی را به مسخرگی گرفته اند
مادرم از کودکی به دخترت آموختی بکارتِ تنش ناموسِ ما جماعت است!!!!
مادرم بگو بدانم هیچ گفتی بکارتِ دلش قیمتش چند است؟!!!
مادرم میترسم
میترسم از نازکی بکارتِ دلش و درندگی این قوم مردنما
مادرم به خواهرم بگو بکارتِ دلش جلوه زن بودن اوست
به او بگو
دلش را به حجله کسی برد که زن بودن را می فهمد
که لایقِ لطافت اوست!!!
شنبه 29 بهمن ماه سال 1390 @ 04:13 AM

هنر ما...

هنر نزد ایرانیان است و بس.!

شاعرامون زیر خاک اند ...

موسیقی کشور رو نابود کردیم برای روشن فکر بودن....

سینمامون مرد بخاطر ...

نقاشیمون توی یه اسم خلاصه میشه : فرشچیان

فرشچیان گفتی نا خودآگاه یاد فرش افتادم !

گل های قالی هامون هم  دیگه کار دست نیست...

واقعا

ما پرچم دار کدوم هنر هستیم ؟؟؟

شنبه 29 بهمن ماه سال 1390 @ 03:28 AM

تکرار پشت تکرار

حرفای آدما کاملا تکراری و قابل پیش بینیه !

با هم سنت که صحبت میکنی حرف از نا رفیقی و دعوا سر دختره و شکست عشقی خوردن...

با بزرگتر از خودت که صحبت میکنی بعد از چند لحظه مکالمت به سمت نصیحت یا شنیدن خاطرات اون آدم میشه...

با کوچکتر از خودت صحبت کردن که بعضا خنده دار میشه همه چیز...

سه شنبه 20 دی ماه سال 1390 @ 02:48 AM

بعد کلی وقت برگشتم...

وااای که چقدر دلم برای وبلاگ ام تنگ شده بود!

زمانایی بود که روزی سه چهار بار چک اش میکردم و هر هفته یکی دو تا پست توش میگذاشتم...

امشب نشستم کلی از پست های قدیم ام رو خوندم و فهمیدم که توی این مدت چقدر تغییر کردم. از نظر شخصیتی و درونی از اون چیزی که الان هستم به نظرم رشد نزولی ای داشتم البته نه نزولی اکید که اون وقت خیلی بد میشد .  تمام این تغییرات رو بسته به شرایط محیط میدونم...

پس حالا که گم شدم توی خودم شاید تغییر محیط راه حل باشه ولی اینجا یه اما ی بزرگ میاد وسط که اگه محیط بدتر شد و این راه حل جواب نداد چی ؟ اونوقت دیگه هیچ راه برگشتی نیست ...

بعد از اتفاقای اخیر خانوادگی ای که داشتم الان زندگی رو یه قلتکی افتاده ولی به شخصه دوسش ندارم. توی خونه که هستم همه چی برام فاز نوستالژی داره ...

بهترین حسی که الان توی زندگی دارم اینه که حس استقلال میکنم و این از یه نظر خوبه و از یه نظر هم بده که کلی سوال توی ذهن آدم ایجاد میکنه.!

دوشنبه 18 مهر ماه سال 1390 @ 8:08 PM

خاک ما

توی 2500 سال تاریخ این خاک، آریاییان رنج های زیادی کشیدن.
قوم مغول و هندی ها از آسیای میانه ، روم و یونان از اروپا ، اعراب از جنوب همه و همه بر این مردم تاختند. کشتن و قارت کردند و فرهنگ هاشون رو برمون قالب...
نسل آریایی مون اگر از بین نرفته باشه دچاره تغییرزیادی شده‌!
ما قومی واحد نیستیم.دست پرورده ای از اقوام و فرهنگ های مختلفیم...
نام این خاک رو وطن نگذاریم! اینجا رزمگاهی بیش نبوده...
یکشنبه 3 مهر ماه سال 1390 @ 10:40 PM

دین ؟

مادرم نماز می خواند و من آواز !
.
.
.
.
.
عقایدمان چقدر فرق دارد !
او خدای خودش را دارد منم خدای خودم را !
خدای او بر روی قانون و قاعده است و از قدیم همین بوده !
خدای من بر اساس نیازم و تجربیاتم است و هر روز کامل تر از دیروز است !
او خدا را در کنج خانه و معجزه می بیند !
من خدا را در آسمان ها و درون خودم ! در قطره ای باران ، بغض هایی پر از اشک ، در شادی از ته دل ! در ثانیه به ثانیه زندگیم !
او جلوی خدایش سجده میکند !
ولی من در آغوش خدایم آرام میگیرم !
نمی دانم
خدای من واقعی تر است یا او !
دین من بهتر است یا او

شنبه 19 شهریور ماه سال 1390 @ 04:05 AM

خواهر !

برادرام که عروسی کردن هرچند خیلی بچه تر بودم اما فقط ناراحت بودم.!

ولی وقتی خواهرم عروسی کرد زدم زیره گریه .....

پنجشنبه 17 شهریور ماه سال 1390 @ 03:59 AM

بش بگین ...

ما که نه تو روزای خوشی خدا رو دیدیم نه تو بدیا و سختیا ...

هرکی ادعاش میشه که دیدتش از طرف من بهش بگه ! پسر اون آدم خوبه که آوردیش و کتاب بهش دادی تو زندگیش هیچوقت حست نکرد و داره به این نتیجه میرسه که توام مثل آدمایی که خلق کردی بی معرفتی ...

سه شنبه 25 مرداد ماه سال 1390 @ 9:14 PM

بدشانس...

بدشانس نسلیست که آزادی خواهی اش بوی خون می دهد
تفریح و آب بازیش بوی زندان
عشق بازی و رنگ روسری اش بوی ارشاد
نسلی که سوخت
به " آری " پدرانش
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>